تور رسانهای خبرنگاران به مرکز نجوم و آسماننمای دیجیتال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز ۲ بیرجند برگزار شد
سفر به اعماق کهکشان، آسمان نمای دیجیتال دریچه ای رو به بی کرانگی
تور رسانهای خبرنگاران و فعالین رسانه به مرکز نجوم و آسماننمای دیجیتال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز ۲ بیرجند برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی، تور رسانهای جمعی از خبرنگاران و فعالان حوزه رسانه با هدف آشنایی نزدیکتر با فعالیتها، ظرفیتها و برنامههای آموزشی، علمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز ۲ بیرجند، از مرکز نجوم و آسماننمای دیجیتال این مجموعه برگزار شد.
در این برنامه، حسین رحمانی تبار مربی مسئول مرکز، ضمن ارائه توضیحاتی درباره مأموریتهای علمی و ترویجی کانون ، امکانات آموزشی، برنامههای رصدی و شیوههای جذاب آموزش مفاهیم نجوم به کودکان و نوجوانان، خبرنگاران را در جریان نحوه کار با آسماننمای دیجیتال و برنامههای ترویجی مرتبط قرار دادند.
بازدیدکنندگان همچنین با ظرفیتهای کارگاهی، فعالیتهای پژوهشی اعضا و برنامههای آینده مرکز در حوزه نجوم کودک و نوجوان آشنا شدند.
مسئول مرکز در این برنامه با اشاره به اهمیت تجربهمحور بودن آموزش علوم برای نسل جدید گفت که وجود آسماننمای دیجیتال در کنار کارگاههای نجومی به علاقهمندان کمک میکند مفاهیم علمی پیچیده را به زبانی ساده و در محیطی جذاب فراگیرند. در ادامه روایتی از عصمت برزچی خبرنگار ایرنا از این بازدید را با هم می خوانیم:
سفر از یک اتاق گرد آغاز میشود؛ جایی که دور تا دور آن صندلیهای فنری چیده شده و نگاههای مشتاق کودکان به سقفی دایرهای دوخته شده است که گویی دریچهای رو به بیکرانگی است. بچهها روی صندلیها رها میشوند، تکیه میدهند و با اشارهی مربی، ناگهان چراغها خاموش و جادوی «استلاریوم» (نرمافزار آسماننما) آغاز میشود.
صفحه سیاه آسمان شب بر سقف اتاق جان میگیرد و ناگهان خورشید، این ستارهی غولپیکر، از فاصلهای نزدیک پیش چشم کودکان قد علم میکند. مربی میپرسد: «تا حالا خورشید رو از این نزدیک دیده بودید؟» و زمزمههای شگفتزدهی کودکان در اتاق میپیچد.
داستان یک تولد آتشین
در این سفر مجازی، مربی از تولد خورشید میگوید؛ از ابرهای گازی بسیار عظیمی که ستارهها را به صورت زوج یا رشتهای در آغوش خود متولد میکنند. بچهها یاد میگیرند که این نوری که صورتشان را گرم میکند، سفری ۱۵۰ میلیون کیلومتری را پشت سر گذاشته و حدود ۸ تا ۹ دقیقه در راه بوده تا از خورشید به زمین برسد.
وقتی تصویر به «تاج خورشیدی» و «هسته» میرسد، اعداد هیجانانگیز میشوند. مربی میگوید: «هستهی خورشید ۱۴ تا ۱۶ میلیون درجه سانتیگراد حرارت دارد!» و برای درک بهتر ادامه میدهد: «آب در ۱۰۰ درجه میجوشد، حالا ببینید این دما کجاست و آن دما کجا!» اینجاست که بچهها میفهمند چرا دانشمندان فقط با عکسهای ماهوارهای جرئت نزدیک شدن به این غول آتشین را دارند؛ غولی که ۷۴ درصدش از هیدروژن و ۲۴ درصدش از هلیوم ساخته شده است.
ستارههایی که پیر میشوند
در میانهی نمایش، لکههای سیاه روی سطح خورشید توجه یکی از بچهها را جلب میکند. با سادگی کودکانهای میپرسد: «یعنی خورشید داره پیر میشه؟»
مربی با لبخند توضیح میدهد که این نقطهها در واقع خنکترین قسمتهای خورشید هستند؛ جایی که انفجارهای عظیم مانع از رسیدن هیدروژن اولیه میشود. او از راز رنگها پرده برمیدارد: «ما خورشید را زرد نقاشی میکنیم چون هوا گرم است، اما ستارهها شناسنامهی رنگی دارند. سفیدها نوزادند، آبیها کمی از عمرشان گذشته، زردها مثل خورشیدِ ما در نیمهی راه زندگی هستند و وقتی پیر و بیرنگ شدند، به اعماق سیاه چاله میروند.»
خورشیدی که هرگز نمیایستد
سوال چالشبرانگیز مربی این است: «آیا خورشید حرکت میکند؟» نیمی از کلاس فریاد میزنند «نه» و نیمی دیگر با تردید میگویند «آره».
تصاویر دیجیتال بر سقف آسماننما به حرکت در میآیند تا ثابت کنند خورشید با سرعت سرسامآور ۷۲۰ هزار کیلومتر در ساعت در کهکشان میتازد. بچهها با تعجب میشنوند که ۲۰۰ میلیون سال طول میکشد تا خورشید یک دور کامل دور کهکشان بزند و خودش هم در خط استوا، هر ۲۵ روز یک بار به دور خودش میچرخد.
ماه؛ آینهی تمامنمای شب و سپر بلای زمین
پس از سفر به کانون آتشین منظومه شمسی، نوبت به همسایهی دیوار به دیوار زمین میرسد. مربی با لبخندی، فضای نرمافزار را به سمت آسمان شب هدایت میکند و میگوید: «ما در کانون، اردوهای شبانه هم داریم؛ جایی که با تلسکوپ، چهرهی واقعی و پر از گودال ماه را از نزدیک میبینیم. اما کسی میداند این رفیق همیشگی شبهای زمین، اصلاً چطور به وجود آمده؟»
سکوت کوتاهی حاکم میشود و سپس مربی از یک تصادف بزرگ در میلیاردها سال پیش سخن میگوید؛ از برخورد سیارهای به نام «تئا» با زمین ، که تکهای از قلب زمین را جدا کرد و در مدار قرار داد تا «قمر» ما شکل بگیرد.
آینهای که نور قرض میدهد
بچهها با دقت به تصویر ماه روی سقف گنبدی خیره شدهاند. مربی از کاربردهای ماه میپرسد. یکی از کودکان میگوید: «شبها را روشن میکند!» مربی تأیید میکند که ماه مانند یک آینهی بزرگ، تنها هشت درصد از نور خورشید را منعکس میکند، در حالی که خودش از جنس سنگ و خاک و فلز است.
او از تغییر چهرهی ماه در یک دورهی ۳۰ روزه میگوید؛ از زمانی که شبیه به یک ابروی کمانی یا قاچ هندوانه است تا شبی که به ماهِ کامل تبدیل میشود. اما راز اصلی ماه در پشت چهرهی زیبایش نهفته است؛ «سپر ایمنی زمین». مربی توضیح میدهد که ماه با فداکاری، تمام شهابسنگهای سرگردان را به سمت خود میکشد تا به زمین اصابت نکنند. دانشمندان با عکسهای ماهوارهای دریافتند که ماه برخلاف تصور ما، کاملاً گرد نیست و شبیه به یک «تخممرغ» است که هسته، پوسته و گوشته دارد.
بخش مُردهی زمین و معجزهی جزر و مد
تصاویر دیجیتالی، سطح خاکستری و پر از غبار ماه را نشان میدهند. مربی به سال ۲۰۰۸ اشاره میکند؛ زمانی که دانشمندان پس از ۷۴ بار فرود و آزمایش روی سطح این قمر، متوجه شدند ماه در واقع «بخش مردهی زمین» است که حالا وظیفهی سنگینتری بر عهده دارد.
او از نیروی نامریی «گرانش» میگوید که اقیانوسها را به رقص درمیآورد و باعث جزر و مد میشود. مربی با لحنی متفکرانه میگوید: «خداوند برنامهریزیهای خاصی در آفرینش داشته که ما هنوز از بسیاری از آنها بیاطلاع هستیم؛ آسمان هنوز پر از ناشناختههاست.»
شگفتانگیزترین بخش درس، تأثیر ماه بر سلامت انسان است. مربی میگوید: «بدن ما انسانها بین ۶۰ تا ۸۰ درصد از آب تشکیل شده است. همانطور که ماهِ کامل، دریاها را میکشد، روی بدن ما هم اثر میگذارد.»
بچهها با تعجب میشنوند که وقتی ماه کامل میشود، خون در رگها بهتر جریان مییابد. مربی توضیح میدهد: «آمارها نشان میدهد بیماریهای قلبی در زمان ماه کامل کمتر است، چون جریان خون روانتر میشود. حتی رشد موها در اول ماه پرزورتر است و قدیمیها معتقد بودند بهترین زمان برای اصلاح سر، موقع ماه کامل است، چون خون در رگها با قدرت بیشتری در جریان است.»
سفر در آسماننمای کانون بیرجند به لحظات مهیج خود نزدیک میشود. مربی، در حالی که تصویر ماهِ کامل (بدر) را بر سقف گنبدی تثبیت کرده، از پیوند ناگسستنی این قمر با روان و جسم انسان پرده برمیدارد. او میگوید: «ماه فقط بر جزر و مد دریاها حاکم نیست؛ او بر تلاطم درون ما هم اثر میگذارد.»
بچهها با حیرت میشنوند که چطور ماهِ کامل میتواند بر بیماریهای رماتیسمی و حتی سیستم اعصاب و روان تأثیر بگذارد. مربی توضیح میدهد که بسیاری از مردم در شبهایی که ماه در کاملترین حالت خود قرار دارد، دچار بیخوابی میشوند؛ گویی نیرویی نامرئی، بیداری را به چشمهایشان هدیه میدهد.
ماه خونین و افسانهی «ماه گرگین»
در میان سکوت اتاق گرد، صدای یکی از بچهها بلند میشود: «آقا! آن روزی که ماه قرمز و خونی میشود، چه روزی است؟» مربی به پدیدهی ماه خونین اشاره میکند و توضیح میدهد که چطور سایهی زمین و شکست نور، این رنگ سرخ جادویی را پدید میآورد.
سپس صحبت به ماههای کامل تابستانی میرسد؛ جایی که اصطلاح «ماه گرگین» به میان میآید. مربی با لحنی که آمیخته به هیجان و علم است، میگوید: «در برخی فرهنگها و حتی مشاهدات، معتقدند وقتی ماه در تابستان کامل میشود، بر خلقوخوی انسان اثر میگذارد و گاهی حالاتی از پرخاشگری یا رفتارهای غیرعادی در برخی افراد بروز میکند؛ چیزی که در افسانهها به آن خوی گرگینه میگفتند، در واقع واکنشی به تغییرات گرانشی و نوریِ ماه بر سیستم عصبی ماست.»
«خرس تنبلِ» منظومه
پس از عبور از شعلههای خورشید، نوبت به همسایگان نزدیک میرسد. مربی روی تصویر سیارهای کوچک و آبلهرو زوم میکند که شباهت عجیبی به ماه دارد. او میپرسد: «میدانید نزدیکترین سیاره به خورشید کدام است؟» بچهها یکصدا فریاد میزنند: «عطارد!»
مربی با بیانی طنزآمیز از تفاوت زمان در این سیاره میگوید: «در زمین، شبانهروز ۲۴ ساعت است، اما در عطارد سالها زودتر از روزها تمام میشوند! سال در آنجا فقط ۸۸ روز طول میکشد، اما یک شبانهروز ۵۹ روزِ زمینی است. عطارد دور خورشید مثل فرفره میچرخد، اما به دور خودش آنقدر کند میچرخد که به آن لقب خرس تنبل دادهاند!»
سپس نوبت به «زهره» یا ناهید میرسد؛ سیارهای با رنگ زرد درخشان که مربی آن را «خواهر زمین» معرفی میکند. اما این خواهر، تفاوت عجیبی با بقیه دارد. مربی توضیح میدهد: «زهره گرمترین سیاره منظومه ماست و برخلاف بقیه، برعکس دور خورشید میچرخد! یعنی اگر در زهره باشید، خورشید را میبینید که از غرب طلوع میکند.»
برادر زنگزده و معمای آدمفضاییها
سفر به سیاره سرخ، بخش هیجانانگیز بعدی است. مربی میگوید: «اگر زهره خواهر زمین است، مریخ یا همان بهرام هم برادر زمین است.» او به دو ماهِ مریخ یعنی «فوبوس» و «دیموس» اشاره میکند و تصویری از سطح قرمز و بخشهای یخزدهی آن را نشان میدهد.
یکی از بچهها میپرسد: «چرا مریخ قرمز است؟» مربی با یک مثال ساده پاسخ میدهد: «یک میخ آهنی را تصور کنید که در گلدان مرطوب فرو رفته؛ بعد از دو هفته زنگ میزند و قرمز میشود. در مریخ هم به خاطر وجود اکسیژن و رطوبت، سنگها اکسید شدهاند و در واقع این سیاره زنگ زده است!»
مربی در پاسخ به زمزمههای کودکان درباره «آدمفضاییها» با لبخند میگوید: «هنوز هیچ دلیلی برای رد یا اثبات وجود موجودات فضایی در مریخ پیدا نشده و این یکی از آن رازهایی است که شاید شما در آینده کشف کنید.»
ملاقات با غولهای گازی
سفر در سقف گنبدی کانون، با عبور از سیارات سنگی به قلمرو «غولهای گازی» میرسد. مربی بر روی سیارهای عظیم زوم میکند و میپرسد: «چطور مشتری را در آسمان پیدا کنیم؟»
بچهها با حیرت به سیارهای نگاه میکنند که ۹۸ ماه (قمر) به دورش میچرخند. مربی توضیح میدهد که رنگهای زیبای مشتری ناشی از رقص ریزگردها و غبارهای عظیم است. او سپس «چشم مشتری» را به بچهها نشان میدهد؛ لکهی سرخ بزرگی که در واقع طوفانی عظیم و همیشگی است.
مقیاسها اینجا همه را به تعجب وامیدارد: «اندازهی مشتری به حدی است که هزار زمین در دل آن جای میگیرد و اگر بخواهیم خورشید را با مشتری مقایسه کنیم، هزار مشتری لازم است تا حجمی به اندازه خورشید بسازند.»
زحل؛ ورزشکار ارباب حلقهها
سیاره بعدی «زحل» است؛ غول گازی زیبایی که با ۱۴۴ ماه، رکورددار قمرهاست. مربی با زبانی کودکانه زحل را «ورزشکار منظومه» معرفی میکند، چرا که حلقههای درخشان دور کمرش شبیه به کمربند قهرمانی است. در همین میان، بچهها یاد میگیرند که ماه زمین ما، در میان تمام قمرهای منظومه شمسی، مقام پنجم را از نظر بزرگی دارد.
ناگهان سقف آسماننما پر از خطوطی میشود که ستارهها را به هم وصل میکند. مربی توضیح میدهد: «منجمها برای اینکه در آسمان گم نشوند، به آدرس نیاز دارند و این آدرسها همان صورتهای فلکی هستند.»
او از کاربردهای این چیدمان ستارهای میگوید؛ از دریانوردانی که در قدیم با ستارهها مسیرشان را پیدا میکردند تا کاربردهای مذهبی و تعیین زمانِ آغاز ماه رمضان و روزهداری. مربی میگوید: «۸۸ صورت فلکی در آسمان شناسایی شده است؛ از طاووس و مرغ گرفته تا اژدها و عقرب؛ هر کدام از ما در ماه تولدمان، زیر سایه یکی از این صورتهای فلکی به دنیا آمدهایم.»
خرسهای آسمانی و ستارهای که راه را نشان میدهد
در پایان، تصویر دو خرس معروف آسمان، «دب اصغر» و «دب اکبر» روی سقف نقش میبندد. مربی با اشاره به هفت ستارهی دب اصغر که شبیه به یک «ملاقهی دسته کج» هستند، ستارهی قطبی را در انتهای دستهی ملاقه نشان میدهد. او میگوید: «این ستاره همیشه راهِ شمال را به ما نشان میدهد، پس اگر در شب گم شدید، کافی است چشم به آسمان بدوزید.»
در ادامهی این سفر بصری، مربی از مسیری جادویی در آسمان سخن میگوید؛ مسیری که خورشید گویی هر سال بر روی آن قدم میگذارد و منجمان به آن «دایرةالبروج» میگویند. بچهها یاد میگیرند که این جادهی نامرئی، میزبان صورتهای فلکی خاصی است که هر کدام نگهبان یکی از فصلهای سال هستند.
نگهبانانِ چهار فصل آسمان
تصاویر بر سقف گنبدی تغییر میکند و مربی با لحنی قصهگو، قهرمانان آسمانی را معرفی میکند: «هر فصلی در آسمان، نشانهای دارد. وقتی صورت فلکی بره (حمل) ظاهر میشود، یعنی بهارِ شکوفهها در راه است. در اوج گرمای تابستان، این شیر (اسد) است که در دل آسمان فرمانروایی میکند و وقتی سرمای زمستان از راه میرسد، صورت فلکی گاو نر (ثور) میهمان شبهای بلند ما میشود.»
اما جذابیت این ستارهها فقط در نورشان نیست، بلکه در قصههایی است که از هزاران سال پیش دربارهشان گفته شده است. مربی با اشاره به قفسههای کتابخانه که در چند قدمی آسماننما قرار دارند، میگوید: «پشت هر کدام از این شکلهای ستارهای، داستانی زیبا و کهن نهفته است. اگر میخواهید بدانید چرا اژدها در آسمان است یا شیر چگونه به ستاره تبدیل شد، تمام این داستانها در کتابهای همین مرکز کانون منتظر شما هستند تا آنها را بخوانید.»
این سفر علمی با یک پیام اخلاقی و معنوی به پایان میرسد: «خداوند برای ذرهذرهی حیات، از گردش یک سیاره دور خودش تا جریان خون در رگهای ما، برنامهریزی دقیقی داشته است.
